اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

284

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

در بلاد سند بالا گرفت و بر آن سرزمين استيلا يافت تا به جرز [ 1 ] و سپس به سرزمين چين رسيد و پادشاه آن را باسلام دعوت كرد ، ليكن او به نبرد با جنيد برخاست و جنيد در مقابل وى پايدارى كرد و در جنگ با او پافشارى نمود و قلعه وى را با نفت و آتش هدف كرد ، پس آن را خاموش نمود و جنيد گفت : در ميان قلعه مردانى از عرب هستند كه آتش را خاموش نمودند . جنيد پيوسته با او نبرد مىكرد تا خواستار صلح شد و با وى صلح كرد و شهر را گشود و دو مرد عرب در آن يافت و آنان را كشت و جنيد چند روزى اقامت گزيد و سپس به كيرج [ 2 ] لشكر كشيد و اشند رابيد پادشاه در نبرد با وى همراه او بود پس راه پادشاه كيرج گريخت و جنيد آن را فتح كرد و اسير و غنيمت گرفت و كارهاى او رو به راه شد ، آنگاه عمال خود را بسوى حرمذ و مندل [ 2 ] و دهنج و بروص و سرست و بيلمان [ 4 ] و مالبه و ديگر بلاد گسيل داشت و هشام خبر فتحى را كه از مردم رسيده بود بوى نوشت و او را مژده داد كه مسلمانان عده اى را اسير گرفته و خران و گاوانى را غنيمت برده‌اند ، پس جنيد به او نوشت كه من بدفترم نگريستم و ديدم از روزى كه از بلاد سند بيرون آمده‌ام ، خدا ششصد و پنجاه هزار اسير عايد من كرده ، و هشتاد ميليون درهم فرستاده و چندين برابر آن را بارها در ميان سپاه تقسيم كرده‌ام . جنيد چند سالى بر سر كار بماند و سپس خالد بجاى وى تميم بن زيد عتبى را به كار گماشت و او هجده ميليون ( درهم ) تترى را كه جنيد در بيت المال بجاى گذاشته بود ، فرستاد [ 5 ] و كار تميم رو به راه نشد و مردم آن بلاد بسيار با وى مخالفت كردند و جنگهاى او فراوان شد و بسيارى از ياران او كشته شدند و از آنجا به قصد عراق بيرون آمد ، [ 6 ] پس خالد به هشام نوشت كه

--> [ 1 ] فتوح ص 430 . [ 2 ] در فتوح البلدان ص 429 - 430 ، كيرج و مرمذ و مندل و دهنج و بروص و جرز و بيلمان و ماليه آمده است . [ 3 ] شهرى در هند كه از آن عود فائق ( مندلى ) آورند ( مراصد ) . [ 4 ] بفتح ( مراصد ) . [ 5 ] فتوح ص 430 . [ 6 ] فتوح ، و نزديك ديبل بر سر آبى بنام ماء الجواميس مرد .